تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

JavaScript Codes هیئت انصارالمهدی(عج) شهرستان مرودشت - تفسیر سوره **عصر**

هیئت انصارالمهدی(عج) شهرستان مرودشت
 
مسلمانان سوریه را در یابید چشم اباالفضل به دستان ماست...
این سوره تمامى معارف قرآنى و مقاصد مختلف آن را در كوتاه ترین بیان خلاصه كرده ، و این سوره از نظر مضمون، هم مى تواند مكى باشد و هم مدنى، چیزى كه هست به مكى بودن شباهت بیش ترى دارد....



سوره عصر آیات 1 تا 3

 بسم اللّه الرحمن الرحیم

 و العصر (1)

 ان الانسان لفى خسر (2)

 الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (3)

ترجمه آیات

به نام خداى رحمان و رحیم. سوگند به عصر (1).

كه انسانها همه در خسران و زیانند (2).

مگر افراد و اقلیتى كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند و یكدیگر را به حق سفارش كرده و به صبر توصیه نموده اند (3).

بیان آیات

این سوره تمامى معارف قرآنى و مقاصد مختلف آن را در كوتاه ترین بیان خلاصه كرده ، و این سوره از نظر مضمون، هم مى تواند مكى باشد و هم مدنى، چیزى كه هست به مكى بودن شباهت بیش ترى دارد.

اقوال مختلف درباره مراد از (عصر) كه بدان قسم یاد فرموده است

 

و العصر

در این كلمه به عصر سوگند یاد شده، و از نظر مضمونى كه دو آیه بعد دارد مناسب تر آن است كه منظور از عصر، عصر ظهور رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) باشد، كه عصر طلوع اسلام بر افق مجتمع بشرى، و ظهور و غلبه حق بر باطل است، چون مضمون دو آیه بعد این است كه خسران عالم انسان را فراگیر است و تنها كسانى را فرا نمى گیرد كه از حق پیروى نموده، و در برابر آن صبر كنند، و این اقلیت عبارتند از كسانى كه به خدا و روز جزا ایمان آورده و عمل صالح كنند.

ولى بعضى گفته اند: مراد از عصر، وقت عصر، یعنى آخر روز است، چون این وقت دلالت دارد بر تدبیر ربوبى كه روز را مى برد و شب را مى آورد، و قدرت و سلطنت را از سلطان روز یعنى خورشید سلب مى كند.

بعضى دیگر گفته اند: مراد نماز عصر است، كه نماز وسطى است كه از همه نمازهاى یومیه فضیلت بیشترى دارد.

بعضى دیگر گفته اند: مراد شب و روز است، كه اصطلاحا به آنها عصران گفته مى شود.

بعضى دیگر گفته اند: منظور از عصر دهر است، كه در آن عجائبى وجود دارد، كه بر قدرت ربوبى دلالت دارد.

و بعضى دیگر وجوهى دیگر ذكر كرده اند. و در بعضى از روایات آمده كه منظور، عصر ظهور مهدى (علیه السلام) است كه در آن عصر حق بر باطل به طور كامل غلبه كند.

 

ان الانسان لفى خسر

مراد از كلمه (انسان ) جنس انسان است، و كلمه (خسر) و (خسران ) و (خسار) (خساره ) همه به معناى نقص در سرمایه است.

راغب مى گوید: این كلمه هم در مورد انسان استعمال مى شود، و گفته مى شود: فلانى خسران كرد، و هم در مورد عمل انسان بكار مى رود و مى گویند: تجارت فلانى خسران كرد.

و اگر در آیه مورد بحث كلمه (خسر) بدون الف و لام آمده به منظور بزرگداشت آن بوده، و خواسته است بفهماند انسان در خسرانى عظیم است، احتمال هم دارد به منظور تنویع باشد، و بفهماند آدمى در نوعى مخصوص از خسران قرار دارد، غیر خسران مالى و آبرویى، بلكه خسران در ذات كه خداى تعالى در باره اش فرموده : (الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیمه الا ذلك هو الخسران المبین )

شرحى در مورد مستثنى بودن مؤمنان صالح العمل از زیانمندى جنس انسان

الا الذین امنوا و عملوا الصالحات

این استثنا استثناى از جنس انسان است كه محكوم به خسران است، و استثنا شدگان افرادى هستند كه متصف به ایمان و اعمال صالح باشند چنین افرادى ایمن از خسرانند.

و این بدان جهت است كه كتاب خدا بیان مى كند كه انسان موجودى همیشه زنده است، زندگیش با مردن خاتمه نمى یابد، و مردن او در حقیقت انتقال از خانه اى به خانه اى دیگر است، كه بیان این معنا در تفسیر آیه شریفه (على ان نبدل امثالكم و ننشئكم فى ما لا تعلمون ) گذشت، و نیز كتاب خدا بیان مى كند كه قسمتى از این زندگى همیشگى انسان كه همان حیات دنیا باشد حیاتى است امتحانى، و سرنوشت ساز كه در آن حیات سرنوشت قسمت دیگر یعنى حیات آخرت مشخص مى گردد، آنها كه در آن حیات به سعادت مى رسند، و یا بدبخت مى شوند، سعادت و شقاوتشان را در دنیا تهیه كرده اند، همچنان كه خداى تعالى فرموده : (و ما الحیوه الدنیا فى الاخره الا متاع )، و نیز فرموده : (كل نفس ذائقه الموت و نبلوكم بالشر و الخیر فتنه ).

و نیز بیان مى كند كه مقدمیت این زندگى براى آن زندگى به وسیله مظاهر این زندگى و آثار آن یعنى اعتقادات و اعمال است اعتقاد حق و عمل صالح ملاك سعادت اخروى و كفر و فسق ملاك شقاوت در آن است، مى فرماید: (و ان لیس للانسان الا ما سعى و ان سعیه سوف یرى ثم یجزیه الجزاء الاوفى ) و نیز مى فرماید: (من كفر فعلیه كفره و من عمل صالحا فلا نفسهم یمهدون )، و باز مى فرماید: (من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها)، و در آیاتى بسیار زیاد سرنوشت آخرت را چه خوش و چه بدش را جزا و اجر خوانده.

و نیز با همه این بیانات كه از نظرتان گذشت بیان مى كند كه سرمایه آدمى زندگى او است، با زندگى است كه مى تواند وسیله عیش ‍ خود در زندگى آخرت را كسب كند، اگر در عقیده و عمل حق را پیروى كند تجارتش سودبخش بوده، و در كسبش بركت داشته است، و در آینده اش از شر ایمن است، و اگر باطل را پیروى كند، و از ایمان به خدا و عمل صالح اعراض نماید، تجارتش ضرر كرده (نه تنها از سرمایه عمر چیزى زاید بر خود سرمایه به دست نیاورده، بلكه از خود سرمایه خورده، و سرمایه را وسیله بدبختى خود كرده است ) و در آخرتش از خیر محروم شده، لذا در سوره مورد بحث مى فرماید: (ان الانسان لفى خسر الا الذین امنوا و عملوا الصالحات ) و مراد از ایمان، ایمان به خدا، و مراد از ایمان به خدا ایمان به همه رسولان او، و مراد از ایمان به رسولان او اطاعت و پیروى ایشان است، و نیز ایمان به روز جزا است همچنان كه قرآن در جاى دیگر تصریح كرده به اینكه كسانى كه به بعضى از رسولان خدا ایمان دارند، و به بعضى ندارند، مومن به خدا نیستند.

جمله (و عملوا الصّالحات) بر عمل به همه اعمال صالح دلالت دارد واز آن استفاده مى شود كه مؤمنان گنهكار نیز در خسرانند

و ظاهر جمله (و عملوا الصالحات ) این است كه به همه اعمال صالح متصف باشد. پس این جمله استثنائیه شامل فاسقان كه بعضى از صالحات را انجام مى دهند، و نسبت به بعضى دیگر فسق مى ورزند نمى شود، و لازمه این، آن است كه منظور از خسران اعم از خسران به تمام معنا باشد یعنى شامل خسران از بعضى جهات هم بشود، و بنابر این دو طایفه خاسرند، یكى آنهایى كه از جمیع جهات خاسرند نظیر كفار معاند حق و مخلد در عذاب، دوم آنهایى كه در بعضى جهات خاسرند، مانند مؤمنینى كه مرتكب فسق مى شوند و مخلد در آتش نیستند چند صباحى عذاب مى بینند، بعد عذابشان پایان مى پذیرد و مشمول شفاعت و نظیر آن مى شوند.

 

و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

كلمه (تواصى ) به معناى سفارش كردن این به آن و آن به این است. و (تواصى به حق ) این است كه : یكدیگر را به حق سفارش ‍ كنند، سفارش كنند به اینكه از حق پیروى نموده و در راه حق استقامت و مداومت كنند، پس دین حق چیزى به جز پیروى اعتقادى و عملى از حق، و تواصى بر حق نیست، و تواصى بر حق عنوانى است وسیع تر از عنوان امر به معروف و نهى از منكر،

چون امر به معروف و نهى از منكر شامل اعتقادیات و مطلق ترغیب و تشویق بر عمل صالح نمى شود، ولى تواصى بر حق، هم شامل امر به معروف مى شود و هم شامل عناوین مذكور.

خصوصیت و اهمیت تواصى به صبر كه بعد از عنوان كلى (و عملوا الصّالحات) اختصاص به ذكر یافتند

در اینجا سؤالى به نظر مى رسد، و آن این است كه : تواصى به حق، خود یكى از اعمال صالح است، و با اینكه قبلا عنوان كلى (و عملوا الصالحات ) را ذكر كرده بود، چه نكته اى باعث شد كه خصوص تواصى به حق را نام ببرد؟

جوابش این است كه : این از قبیل ذكر خاص بعد از عام است، كه در مواردى بكار مى رود كه گوینده نسبت به خاص عنایت بیشترى داشته باشد، و شاهد بر اینكه خداى تعالى از میان همه اعمال صالح به تواصى به حق عنایت بیشتر داشته، و بدین منظور خصوص آن را بعد از عموم اعمال صالح ذكر نموده این است كه همین تواصى را در مورد صبر تكرار كرد، و با اینكه مى توانست بفرماید: (و تواصوا بالحق و الصبر)، فرمود: (و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر).

و بنا بر همه آنچه گفته شد، ذكر تواصى به حق و به صبر، بعد از ذكر اتصافشان به ایمان و عمل صالح براى این بوده كه اشاره كند به حیات دلهاى مومنین، و پذیرا گشتن سینه هاشان براى تسلیم خدا شدن، پس مومنین اهتمامى خاص و اعتنایى تام به ظهور سلطنت حق و گسترده شدن آن بر همه مردم دارند، و مى خواهند همه جا حق پیروى شود، و پیروى آن دائمى گردد، و خداى تعالى در باره آنان فرموده : (افمن شرح اللّه صدره للاسلام فهو على نور من ربه فویل للقاسیه قلوبهم من ذكر اللّه اولئك فى ضلال مبین ).

در آیه مورد بحث صبر را مطلق آورده، و بیان نكرده كه صبر در چه مواردى محبوب است، و نتیجه این اطلاق آن است كه مراد از صبر اعم از صبر بر اطاعت خدا و صبر از معصیت و صبر در برخورد با مصائبى است كه به قضا و قدر خدا به آدمى مى رسد.

بحث روایتى

(چند روایت در ذیل آیات سوره عصر) 

در تفسیر قمى به سند خود از عبد الرحمان بن كثیر از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده كه در تفسیر آیه (الا الذین امنوا...) فرمود: در این جمله خداى تعالى اهل صفوت از خلق خود را استثناء كرده.

مؤلف: و در ذیل روایت، ایمان را بر ایمان به ولایت على (علیه السلام) و تواصى به حق را بر توصیه ذریات و نسلهاى خود به ولایت على تطبیق نموده است.

و در الدر المنثور است كه ابن مردویه از ابن عباس روایت كرده كه در تفسیر آیه (و العصر ان الانسان لفى خسر) گفته : منظور از این انسان، ابو جهل بن هشام است. و در تفسیر آیه (الا الذین امنوا و عملوا الصالحات ) گفته : منظور على و سلمان است.

منبع: سایت شهید آوینی





طبقه بندی: گنجینه مذهبی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 تیر 1392 توسط بچه هیئتی
تمامی حقوق مطالب برای هیئت انصارالمهدی(عج) شهرستان مرودشت محفوظ می باشد